تحقیقات نشان میدهد که ما معمولا چهل درصد از زمان بیداری مان را در گذشته یا آینده سیر میکنیم.
اگر بتوانیم در زمان حال بمانیم، هم حالمان بهتر میشود و هم عملکرد بهتری خواهیم داشت.
وقتی از حضور در زمان حال حرف می زنیم، این سوء تفاهم ممکن است پیش بیاید که ما از مشکلات فرار میکنیم، یا خودمان را گول می زنیم.
اما واقعیت این است که بودن در زمان حال سطح هوشیاری ما را بالاتر میبرد، و در نتیجه تصمیمات آگاهانهتری میگیریم.
عملکرد و بازدهی ما بیشتر میشود، در نهایت اضطراب و افسردگی کمتر خواهد شد.
اتفاقا مسئولیتپذیری ما هم رشد میکند. چون به اتفاقاتی که در لحظه رخ میدهد هوشیاری بیشتری داریم و به بدن و احساس و هيجان های خود هم بیشتر آگاهیم.
حضرت مولانا هم میگوید:
ساقيا چون مست گشتي خويش را بر من بزن
ذكر فردا نسيه باشد نسيه را گردن بزن
و خیام هم گفته که:
دي را كه گذشت هيچ از آن ياد مكن
فــردا كه نـيـامده اسـت فرياد مكن
برنــــامـده و گـــذشـتـه بـنـيــاد مـكـن
حالي خوش باش و عمر بر باد مكن
در کوچینگ یک کوچ خوب فقط برای درس گرفتن و برداشت مسائل مهم کاربردی به گذشته مراجع رجوع می کند.
کوچ به کوچی کمک می کند که از حال رو به آینده حرکت کند.
یکی از مهارتهای پایهای در کوچینگ، حضور کوچ در لحظه است.
حضوری کامل و متعهدانه و امن. تا در این حضور همدلانه بتواند مراجع را کامل بشنود و دیدگاهها و باورهایش را عمیقتر ببیند و نهایتا سؤالهای قدرتمندی بپرسد که تا حالا کسی حتی خود مراجع از خودش نپرسیده است.
کوچ خوب کسی است که بتواند در جای مناسب به مراجع فیدبک رشددهنده بدهد.
و همه اینها در زمینهای از حضور در لحظه حال اتفاق می افته.
سحر فیضی